X
تبلیغات
خانواده برتر

LOGO

آموزش های صحیح در مورد مسائل جنسی و رفتاری قبل و بعد از ازدواج
 
  • جمعه بیست و سوم اسفند 1392 - 0:46
  • دسته بندی :
  • نویسنده: محسن نجفی

سلام

اگه شما جزء کسانی هستید که حس می کنید مشکلی از لحاظ جنسی ندارید و می خواید با روش درست تربیت بچه ها در سنین مختلف آشنا بشید از وبلاگ خانواده برتر 2 دیدن کنید .

سعی بفرمائید مسائل مربوط به مشکلات جنسی رو همین جا مطرح کنید . می خواییم به والدین فعلی و والدین آینده ، بگیم که با چه چیزهایی در تربیت بچه ها مواجه میشن .

به نظر شما تربیت جنسی بچه از چه زمانی باید آغاز بشه ؟ اگه میگید از بدو تولد یا از دوران بلوغ سخت در اشتباهید !

البته اگه کسی سوال جنسی پرسید سعی می کنیم جوابش رو بدیم . همین طور سعی می کنم گلچینی از مطالب خانواده برتر 1 رو هم در وبلاگ جدید بذارم .

مطالب جدید :

چهارمین معیار برای ازدواج ← اصالت خانوادگی ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

ازدواج فامیلی ممنوع ممنوع ممنوع ... به هیچ وجه ! ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

انواع بلوغ در ازدواج ← بلوغ فرهنگی ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

انواع بلوغ در ازدواج ← بلوغ اجتماعی ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

انواع بلوغ در ازدواج ← بلوغ عاطفی ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

انواع بلوغ در ازدواج ← بلوع ذهنی یا فکری یا عقلی ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

انواع بلوغ در ازدواج ← بلوغ جنسی ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

بصری ها ، سمعی ها ، لمسی ها و جنبشی ها ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

انواع کفویت در ازدواج ← کفویت شخصیتی ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

انواع کفویت در ازدواج ← کفویت سیاسی ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

انواع کفویت در ازدواج ← کفویت ظاهری ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

انواع کفویت در ازدواج ← کفویت فرهنگی ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

انواع کفویت در ازدواج ← کفویت اقتصادی  ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

انواع کفویت در ازدواج ← کفویت ادراکی ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

انواع کفویت در ازدواج ← کفویت اعتقادی ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

هم کُفو بودن دومین معیار ازدواج ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

اولین معیار برای ازدواج ، ایمان و اخلاق ( سخنرانی تایپ شده دکتر فرهنگ )

آشنایی با اخلاق جنسی آقایان ( مخصوص خانم های متاهل ) ( جدید )

علائم و اثرات روانی پریود در خانم ها و آقایان

چرا در اسلام خانم ها در دوران قاعدگی از عبادت معاف هستند؟

اثرات و علائم جسمی پریود در خانم ها و آقایان

شناخت دوره های جنسی

شناخت دوره های کاهش و افزایش سطح تمایلات جنسی





 
  • دوشنبه هفتم بهمن 1392 - 18:53
  • دسته بندی :
  • نویسنده: محسن نجفی

سلام

خوندن مطالب وبلاگ خانواده برتر به افراد زیر توصیه نمیشه :

* اگه از روابط جنسی که دارید راضی هستید به هیچ وجه مطالب این وبلاگ رو نخونید . مگه این که شما و همسرتون به طور مشترک تصمیم گرفتید که سطح روابط جنسی تون رو بالاتر ببرید .

* اگه همسرتون وقت و توانایی نداره که از لحاظ جنسی بیشتر به شما رسیدگی کنه و به روال فعلی که دارید عادت کردید خوندن مطالب این وبلاگ توقع شما رو بالاتر می بره ، بنابراین ممکنه در زندگی زناشویی به مشکل بر بخورید .

* اگه مجرد هستید و نمی دونید چه زمانی ازدواج می کنید ، دونستن برخی از اطلاعات ارائه شده در این وبلاگ نه تنها کمی به شما نمی کنه ، بلکه ممکنه شما رو به گناه بکشونه .

در مورد پاسخگویی به سوالات :

بنده علامه ی دهر نیستم که همه چیز رو بدونم و بتونم به همه ی سوالات جواب بدم . لطفا این توقع رو نداشته باشید که نظرم رو در مورد همه ی سوالات مطرح شده بیان کنم .

هر عزیزی که سوالی پرسید ، سوالش رو در یه پست جداگانه درج می کنم . اگه چیزی به ذهنم رسید در خدمتم وگرنه لطفا منتظر باشید تا فرد خیری که در اون زمینه اطلاعاتی داره شما رو راهنمایی کنه .

مدیریت تالار گفتگوی خانواده برتر واگذار شده . الان اون جا یه کاربر عادی هستم .

هشدار به سوال کنندگان :

لطفا موقع پرسیدن سوال هیچ ردی از خودتون باقی نذارید . آدرس ایمیل یا وبلاگتون رو موقع ثبت نظر وارد نکنید . چون وقتی شما مشکلی دارید و اون در بخش نظرات مطرح می کنید ممکنه کسی با به دست آوردن ایمیل شما ، براتون ایجاد مزاحمت کنه .

موفق باشید





 
  • شنبه سی ام فروردین 1393 - 16:15
  • دسته بندی : مسائل تازه عروس ها
  • نویسنده: محسن نجفی
سلام واقعا سایت خوبی برای مطرح کردن مشکلات زندگی مشترک دارید
واقعیتش من یک مشکل خیلی بزرگ دارم که نمی دونم چیکار کنم
من دختری23 ساله هستم که چند روزه پیش ازدواج کردم حدود یک سال پیش پسر دوست بابام اومد خواستگاریه من چیزی که اصلا انتظارشو نداشتم پسری که واقعا از نظر زیبایی تک بود با موهای طلایی و پوست سفید و اجزای صورت بسیار زیبا که تقریبا تو محلمون چون کوچیکه تقریبا معروف شده بود ولی من دختر خیلی زیبایی نبودم قیافم معمولی بود ولی چون نسبت به خانوادمون شناخت کامل داشتن و از چادری بودن و اخلاق من خوششون اومد اومدن خواستگاریم اولش خیلی خوشحال بودم فکر می کردم زیباترین شوهر دنیا نصیبم شده ولی نمی دونستم که تازه مشکلاتم شروع میشه دوران نامزدیمون شروع شد وقتی با هم بیرون می رفتیم دیگران یک جوری به ما نگاه می کردن و یواشکی طوری که ما نفهمیم می گفتن خاک بر سرش با این قیافه و هیکل رفته چی گرفته یا حتی دوستان مدرسمون می گفتن بعضیا خیلی شانس دارن اصلا قیافه ندارن ولی خدا بهشون خواستگار خوب می ده و از اینجور حرفا طوری که کاملا اعتماد به نفسمو از دست دادم انصافا شوهرم تا الان در برابر تمام این حرفا ایستادگی کرده در مقابل خواهراش پدر و مادرش و همه و گفته که منو دوست داره ولی تاکی باید من این شرایطو تحمل کنم دختر زشتی نیستم ولی در حد شوهرم زیبا نیستم دیگه شرایط برای من غیرقابل تحمله کاربجایی رسیده که حتی از خودشم خجالت می کشم نمی دونم درکم می کنید یا نه الان چند روزه عروسی کردیم اومدیم سرخونه زندگیمون از خودش خیلی راضیم همش ازم تعریف می کنه همه جا هوامو داره ولی تا کی می ترسم از آینده می ترسم یکی بیاد شوهرمو گول بزنه و از دستم دربیاره واقعا سیرت شوهرمم مثل چهرش زیباست مهربون و با خدا بهم میگه سیرتت منو عاشق خودش کرده ولی حرف های دیگران عذابم می ده دوست ندارم هیچ مهمونی برم همیشه دوست دارم با شوهرم خونه تنها باشیم به نظرتون چیکار کنم





 
  • شنبه سی ام فروردین 1393 - 16:7
  • دسته بندی : راهنمای زن گرفتن !
  • نویسنده: محسن نجفی
من از یک دختر خانوم محجه و مومن خوشم اومده و ازش خواستم که باهاش صحبت کنم با اجازه ی مادرش صحبت کردیم و دیدم به هم میخوریم حالا طی ایشون با مادرشون و خانواده به جز پدرش مطرح کرده اما وقتی من با مادرم مطرح کردم موضع گیری کرد که توضیح میدم مشکل من با خانواده ی خودمه راضی نمیشن میگن سطحشون از ما پایین تره میگن تو هنوز شرایط ازدواج رو نداری درحالی که دارم بعدشم من فقط میخوام نامزد بشیم برا 2 سال که پدر مادرش شوهرش ندن که میمیرم در این صورت.مامانم میگه باید بیشتر فکر کنم بررسی کنم میگه چون فاصله ی شهرشون از ما زیاده یه نکته منفیه میگه چون تحصیلات دانشگاهی نداره یه نکته منفی که از نظر من منفی نیست اما حرف آخر رو پدرم میزنه که قبلا توی جمع با بزرگترها صحبت میکردن گفته که هر وقت زن بخواد براش میگیرم اما خجالت میکشم مطرح کنم از طرفی از مخالفت بیشتر ترس دارم ترخدا کمکم کنید یه راهی نشونم بدید باید چیکار کنم از مدیر سایت میخوام مثل این سوال سوال منم توی سایت قرار بده که کمک بگیرم خیلی تحت فشار هستم اگه باورتون میشه بیشتر 200 تا از موهای سرم سفید شدن(آمار تخمینی دادم) درحالی که من هنوز خیلی جوون هستم از فشارهایی که بهم میاد بیماریم که آسم اذیتم میکنه نمیدونم باید چیکار کنم لطفا کمکم کنید شبا کارم شده فکر کردن غصه خوردن یه راهکار بهم نشون بدید راستی شاید الان کار نداشته باشم ولی اونم جور میشه بعدش ما شاید 3 سال دیگه بریم سر خونه زندگیمون شرایط مالی خانواده اینطوری هست که پدرم بتونه مدتی تا کارامون درست شه ماهی 1 تومن بهم کمک کنه.ممنونم از کمکتون





 
  • شنبه سی ام فروردین 1393 - 15:57
  • دسته بندی : مسائل جنسی پسران
  • نویسنده: محسن نجفی
سلام حضور دوستان!
٢٢ سال و هنوز مجردم و نگرانم ازينكه در آينده كم بيارم،  خانمهاى محترم لطفن جوابم رو بدهيد.طول آلت من در حالت سيفتى حدود ١٢ سانت و خيلى كلفت هم نيست. آيا ميشه خانم آينده ام رو از نظر جنسى ، آنچه مربوط به سايز آلت ميشه، ارضا كنم؟ آقايون محترم آيا اين اندازه آلت معمول هست و ميشه يه خانمو ارضا كرد؟ ممنون نظرات همه!

[پاسخ:]
سلام
یه نکته این جا وجود داره که بهتر بهش توجه کنید . یکی از جاهایی که ضرب المثل : یه نسخه رو نمیشه برای همه پیچید " این جا صدق می کنه .
دختر خانم ها که نمی تونن جواب بدن ! خانم ها متاهل هم همین طور . چون یه خانم عفیف فقط به یه آلت عادت کرده !

پس تنها چیزی که میشه به شما گفت اینه که اندازه ی آلت شما در محدوده ی نرمال قرار داره . اگه بعد از عقد به اندازه ی کافی نسبت به همسرتون شناخت جنسی پیدا کنید این احتمال وجود داره که بتونید خانمتون رو بدون دخول هم ارضا کنید .
موفق باشید





 
  • شنبه سی ام فروردین 1393 - 15:46
  • دسته بندی : شب زفاف (داماد)
  • نویسنده: محسن نجفی
کمک کمک
سلام ایا شما در شب زفاف به جز همسر خود با کسی دیگه ای بودید؟
منظورم اینه که موقع انجام دخول تا حالا پیش اومده کسه دیگه ای هم باشه ؟
ترور خدا جواب بدین .
اخه همین حالت میخواد برام پیش بیاد!
اگه کسی تا حالا این طوری دخول کرده بگید (توضیح دهید)
چند وقت دیگه حدود 1 ماه دیگه عروسیمه
ممنونم





 
  • شنبه سی ام فروردین 1393 - 15:33
  • دسته بندی : راهنمای شوهر کردن !
  • نویسنده: محسن نجفی
سلام
من 22 سالمه.خيلي احساس تنهايي ميكنم. هميشه با خودم فكر ميكنم خوش به حال پسرا كه هر وقت دلشون ميخواد ازدواج كنن به خانوادشون ميگن و ميرن خواستگاري و...
اما ما دخترا كه نميتونيم به كسي بگيم. ما دخترا بايد چيكار كنيم پس؟؟





 
  • شنبه سی ام فروردین 1393 - 15:28
  • دسته بندی : مسائل رفتاری پسران
  • نویسنده: محسن نجفی
سلام,
من یه پسر 20ساله دانشجو هستم,
خواهش میکنم این پست رو ب نمایش بذارید تا نظر بقیه رو بدونم
کلاس 2دبیرستان بودم که از یکی از دخترای فامیلمون خوشم اومد و من از طریق دختر عمم باهاش دوست شدم
جریان خییلی مفصلی داره ک ب طور خلاصه میگم
بعد دوستی با این خانم کم کم عاشقش شدم و...
تا اینک ماه رمضون91 اتفاقی افتاد و باعث شد ازهم جدابشیم,
خرداد 92بود ک دوباره بهم رسیدیم,تو این مدت براش خاستگار اومد ک جواب رد داد و بمن گفت بخاطر تو باهیچکس دیگ ای نمیرم
مرداد92براش خاستگار اومد و جواب مثبت داد و...
خییییلی عذاب کشیدم بخاطر شکست عشقیم,
تا اینک چند شب پیش (نامزد داره)بهم زنگ زد بیا ببینمت و...منم فورا بهش گفتم(گمشو دیگ بهم زنگ نزن)زود قطع کردم
تازه داشتم فراموشش میکردم,تورو خدا یکی بمن بگ چجوری این مدت عشق رو فراموش کنم?
چطور این تنفری ک ازش دارم فراموشش کنم?





 
  • شنبه سی ام فروردین 1393 - 15:25
  • دسته بندی : راهنمای شوهر کردن !
  • نویسنده: محسن نجفی
من دختری 32 ساله و مجرد هستم و تا حالا حتی یک خواستگار هم نداشتم به خاطر اینکه زیبا نیستم الان تو این سن فشار جنسی واقعا بیچارم کرده دیگه طاقت ندارم صبر تا کی شاغل هستم و در آمدی بالای 2 ملیون تومن دارم خودم راحت می تونم یک زندگی رو اداره کنم الان با یک پسر 22 ساله که کارگر ساختمونه زمانی که داشت تو خونم کار می کرد آشنا شدم از نظر مالی خیلی ضعیفه توان اداره یک خانواده یا حتی گرفتن یک مراسم ساده رو نداره با هم حرف زدیم و تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم ولی باید تمام هزینه های ازدواج و حتی هزینه ی زندگی رو من تامین کنم چون اصلا اون در آمدش به خودش نمی رسه چه برسه به یک زندگی مشترک این پسر از نظر قیافه عالیه ولی یکم لاغر و قدش هم اندازه خودمه اهل یکی از روستاهای دور افتادست خیلی سادست بیش از حد می خواستم از شما نظر بخوام ببینم ازدواج با این شخص به صلاحمه یا نه البته آزمایش اعتیاد داد و پاک بود و شغلشم قابل ارتقاست بالاخره روزی بنا میشه و در آمدش بیشتر میشه خوب بنا هم در آمدش خیلی خوبه خودتون نظر بدید





 
  • شنبه سی ام فروردین 1393 - 15:21
  • دسته بندی : راهنمای زن گرفتن !
  • نویسنده: محسن نجفی
سلام.تو رو خدا بچه ها کمکم کنید
پسری 25 ساله ام و بیشتر شرایط ازدواج از قبیل: تحصیلات، کار آبرومند، فرهنگ بالا، روابط اجتماعی خوب، تیپ و قیافه خوب، و به قول دوستام با کلاس هم هستم!! اما شرایط مالی خوبی نداریم و در منطقه متوسط شهر مستاجریم! اما کاملا با آبرو با فرهنگ...2 ساله با دختری در محل کام آشنا شدم که روابطمون فقط یک خورده از یک همکار بیشتره در حد دوستیهای زمان دانشگاه! به ایشون علاقه دارم اما اون وضع مالی خونواده اش از ما بهتره (خیلی ثروتمند نیست) اما خونه اشون تو بهترین محله شهرمونه! برای همین میترسم علاقه امو بهش بگم،ترسم بیشتر از اینکه جواب رد بشنوم از اینکه همون دوستی کاملا پاکمون هم از بین بره، چون منو خیلی قبول داره و همیشه میگه تو مثل داداشمی!! همه دوستام و خانواده ام اصرار دارن که بهش بگو! و من فقط به خاطر اختلاف سطح مالی و محل زندگی میترسم که برم جلو...با خودم میگم:دختری که اینقد شرایط خوبی داره،چرا باید با من ازدواج کنه؟! صد نفر بهتر از من هستن! کمکم کنید نمیتونم ازش بگذرم.

پاسخ :
سلام
از الان جوابش مشخصه !  "
تو مثل داداشمی! "
دختری که از پسری انتظار خواستگاری داره هرگز چنین حرفی رو بهش نمی زنه . اون در کمال ادب داره به شما میگه نه !
البته دختر خانم ها بهتر می تونن نظرشون رو در مورد این جمله بگن .
موفق باشید





 
  • شنبه سی ام فروردین 1393 - 15:7
  • دسته بندی : راهنمای شوهر کردن !
  • نویسنده: محسن نجفی
سلام خسته نباشید
یه خواستگاری برام اومده که از اقوام دور پدریم هستش و یه سری تفاوت هایی هست که من و نگران کرده . خواهش میکنم لطف کنید راجب تک تک سوالام جواب کامل بدید:
1-تفاوت سنی 8-9 سال من 24سالم و ایشون هم32-33سالشونه به نظرتون این تفاوت سنی میتونه مشکل ساز بشه؟
2-تفاوت زیاد طبقاتی ما یه خونواده سطح متوسط هستیم ولی خانواده ایشون وضع مالی خیلی مرفهی دارن .به نظرتون این مشکل ساز میشه در صورتی که چون با هم نسبت دوری داریم از وضعیت زندگی ما خبر دارن؟
3-ایشون به غیر از مادرشون که خانه دار هستند بقیه اعضای خانواده تحصیلات عالیه دارن ولی ما در سطح معمولی هستیم و من لیسانس دارم به نظرتون با توجه به اینکه از ما شناخت دارند ممکن در آینده بابت این موضوع تحقیرم کنه؟
4-موضوع بعدی اینکه ما خونواده سنتی هستیم و مقیدبه حجاب (منظور از حجاب چادر نیستش همون مانتو روسری )و کلا من جلوی نا محرم ها حجابم و رعایت میکنم و خانواده ایشون زیاد حجاب براشون اهمیت نداره البته نکه بد بگردن مثلا عکسهایی که تو مسافرتهای خارج از کشورشون و گرفته بودن دیدم که حجاب نداشن
5-وآخریش اینکه من هیچ وقت دوست پسر نداشتم آدم مقیدی هستم نماز میخونم ولی اصلا آدم خشکه مذهبی نیستم و نگران این هستم که آدم معتقدی هست مثلا حلال و حروم سرش میشه ,ایمانش قوی هستو...البته همه ازش تعریف میکنن که پسر مودبیه ولی خب من از از خصوصیات اخلاقیش هیچ اطلاعی ندارم به نظرتون میشه بهش اعتماد کرد؟
و اینکه خونوادش منو براش در نظر گرفتن و ایشون هم قبول کردن مثل اینکه دلیل قبولیشونم پاک بودن(منطور دوست پسر نداشتن)و شناس بودن منه
آقای نجفی من از گذشته این آقا هیچ اطلاعی ندارم واز دوست دختر داشتن و کلا از روابطش اطلاعی ندارم خانواده تاییدش کردن که پسر خوبیه و دیگه اینکه من فکر میکنم به این آقا علاقه مندم حالا نمیدونم چون تمام ایده آآل های منو داره این حس و دارم یانه؟
آقای نجفی خواهش میکنم کمک کنید کاملا سردرگمم از یه طرف این علاقه و شرایط ویژش من و وسوسه میکنه ازطرف دیگه این تفاوتها منو دل چرکینم میکن .خواهش میکنم راهنماییم کنید به نظرتون این ازدواج ,ازدواج موفقی هست یا نه؟

پاسخ :
سلام
1 - به شرطی که درک درستی از شرایط هم داشته باشید فکر نمی کنم مشکل چندانی داشته باشید . منظورم اینه که اون شما رو با روحیات و خواسته های یه دختر 24 ساله بپذیره و شما هم اون رو به عنوان یه مرد 33 ساله با روحیات خاص خودش قبول کنید . باید توان این رو داشته باشید که خودتون رو با هم سازگار کنید . پس اگه خواسته ها و انتظارات شما از زندگی خیلی با هم زاویه داره شاید بتونید مدتی از بعضی خواسته ها و انتظارات خودتون بگذرید ولی همواره این خطر وجود داره که خسته بشید . به عنوان مثال شما اهل مسافرت هستید و تقریبا هفته ای یک بار انتظار دارید که اون با شما به یه جایی بیاد . در مقابل ، اون اصلا اهل مسافرت نیست یا مسافرت های مورد دلخواهش محدود میشه به ایام عید و ... . طبیعی هستش که اگه شما به میل اون رفتار کنید بهتون سخت میگذره همین طور اگه اون بر خلاف میل باطنی با شما همراه بشه ، به اون هم سخت میگذره . پس ممکنه دیگه نتونید ادامه بدید .

2 -
با هم از لحاظ اقتصادی  تفاوت چشمگیری دارید . این هم مشکلات خاص خودش رو داره . به قول آقای فرهنگ شما موقع ازدواج باید به این فکر کنید که طرف مقابل من شاخه ای از یه درخت بزرگه . دو تا شاخه باعث میشن که دو درخت با هم ارتباط برقرار کنند .
اگه قرار نیست با هم رفت و آمد خانوادگی داشته باشید مشکل زیادی پیش نمیاد !!! ولی اگه ناگزیر از ارتباط هستید به تفاوت ها توجه کنید .
به این فکر کنید که مثلا وقتی خانواده ی اون می خوان به خونه ی پدری شما بیان ، برای این که به اصطلاح شان اونا حفظ بشه در یه شب پدر شما مجبوره که بالای 100.000 تومان خرج کنه .
در شب عروسی هدایای خانواده ی اون به شما طبیعتا باید میلیونی باشه ! خب اگه مثلا عموی شما در اون جمع یه هدیه زیر 500.000 تومانی بده ممکنه در بین اقوام شوهر شما یه حرفهای درگوشی زده بشه که خدای نکرده عموی شما شرمنده بشه .
البته درک و فهم آدم ها هم مهمه . پس در مورد این مسائل هم فکر کنید . باز ببینید انتظارهای مالی این دو خانواده چه قدر با هم متفاوت هستش . از ریز مسائل مطلع بشید . شاید از شانس شما ، اونا در عین مرفهی ، خاکی باشند و اصلا این نگرانی ها وجود نداشته باشه .

3 - تفاوت سطح تحصیلات دو خانواده هم ممکنه مشکل ساز بشه . الان به قربون صدقه رفتن ها توجه نکنید . دو سال بعد که رفتارتون عادی شد ممکنه این تفاوت سطح تحصیلات در بگو مگوهایی که با هم خواهید داشت تبدیل به یه پُتک در زندگی شما بشه . بله اگه ظرفیت نداشته باشه ممکنه به منظور تحقیر شما بحث تحصیلات خانوادگی رو به میون بکشه . ممکنه به شما بگه فامیل های من همه دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و  ... رفت آمد اون ور آب  ... ! ولی فامیل های تو چی ؟! همه فلان و بهمان !

4 - در مورد حجاب و اعتقادات هم تفاوت اساسی دارید . اگه بعد از ازدواج به شما بگه که باید مثل خانواده ام باشی ، چه کار می کنی ؟! اگه اون اصرار کرد و شما انکار ، آیا این توان رو دارید که پوشش تون رو کنار نذارید ؟ اگه کنار نذاشتید و اون هم با شما بدرفتاری کرد می تونید تحمل کنید ؟ مقاومت شما تا کجاست ؟ حاضرید به خاطر حجاب ازش جدا بشید ؟!
الان ممکنه بگه هر طور راحتی . ولی شما به دو سال بعد فکر کنید . در بحث اعتقادات تحقیق کنید . اونا چقدر به مقدساتی که شما اعتقاد دارید احترام میذارن . به ماه رمضان و محرم فکر کنید . ممکنه اونا اعتقادشون این قدر ضعیف باشه که رعایت این چیزها رو نکنن .
پس قبل از تصمیم نهایی در مورد این چیزها هم فکر کنید .

5 - عدم اطلاع از خصوصیات اون اصلا خوب نیست . اگه هندوانه ای که خریدید سرخ و شیرین بود نوش جونتون ولی اگه کال بود چی ؟
اگه چند تا دوست دختر داره که هنوز ول کنش نیستند چی ؟ اگه با توجه به تفاوت هایی که دارید به طرف اونا کشیده شد چی ؟
پس قبل از جواب دادن ، حتما حتما در موردش تحقیق کنید .

وقتی با هم حرف می زنید خط قرمزهاتون رو مشخص کنید . منظور از خط قرمز مسائلی هستش که به هیچ وجه نمی تونید ازش بگذرید . مثلا خط قرمز شما پوشش شماست . یعنی شما حاضرید برای حفظ پوشش تا طلاق هم پیش برید . اگه اون پوشش شما رو نپذیرفت یعنی قصد داره از خط قرمز شما رد بشه .
خط قرمز اون مثلا این می تونه باشه که شما حق ندارید روی حرفش حرف بزنید . هر چی اون گفت باید بگید چشم . اگه شما این رو نمی پذیرید پس قصد دارید از خط قرمز اون عبور کنید .

اگه این خط قرمز ها از 3 تا بیشتر شد پس این ازدواج به صلاح نیست .
موفق باشید





 
  • جمعه بیست و نهم فروردین 1393 - 14:56
  • دسته بندی : مسائل رفتاری پسران
  • نویسنده: محسن نجفی
پسرانی که دوست دختر دارند اگر بفهمند خواهرشون دوست پسر داره یا بشناسند فلانی دوست پسر خواهرشونه چی کار می کنند؟





 
  • جمعه بیست و نهم فروردین 1393 - 10:3
  • دسته بندی : مسائل جنسی دوران عقد
  • نویسنده: محسن نجفی
سلام....اونقدر داغونم كه از همتون ميخوامكمكم كنيد............
هجده سالمه......
اطلاعاتم راجعبه مسائل جنسي بد نيست. دختري احساساتي ام كه توو خانواده ي پر جمعيت ولي نجيب و معتقدي بزرگ شدم. نميدونم كابوس اين روزاي زندگيمو از كجا و به كي بگم...خواهر بزرگتر ندارم. از مادرم شرم ميكنم و از برادرام ميترسم.
سه ماه پيش خواستگاري داشتم كه باتوجه به تحقيات و معيارهام عالي بود...مذهبي...مهربون...باحيا...كارمند...
خونواده ي خيلي خوبي داشت و ....
پذيرفتمش!
خيلي سخته دلت بند وجود يه نفر بشه و اون سقف اعتمادتو و احساستو له كنه! قرار شد صيغه ي موقت بخونيم...خونديم!
اتاق من طبقه ي بالاي خونمونه و تقريبا اشرافي به جاي ديگه نداره. بعد از عقد به خيال اينكه با شوهرم صحبت كنم راهيه اتاقم شديم...كه شوهرم شروع كرد عرق كردن و لرزيدن و همزمان در دهانمو گرفت و انداختم روو تخت اتاق...
چي بگم...؟؟؟؟
شوهرم به بدترين وجه ممكن اونم شوهر قانوني خودم...بهم تجاوز كرد...
همون شب پرده م از دست رفت...اعتماد و احساسم هم...
حس كردم فقط وسيله ي ارضاي نيازشم...ازش متنفر شدم تاحد مرگ...خيلي سعي كرد معذرت بخواد. سعي كرد جبران كنه.گفت دست خودش نبوده...گفت عاشق منه....ولي من اصلا نميتونم بپذيرمش...از طرفي حرف كه از طلاق ميزنم براي ترسوندنش...ميگه محاله بابات و داداشاي غيرتيت بذارن وقتي بفهمن زن شدي.... روزا و شبام شدن كابوس و انزجار و بيزاري از وجودش...تهديداش...بابام...برادرام...
همه ي اميدم اينجاست...دارم ديوونه ميشم...تورو خدا كمكم كنيد....





 
  • جمعه بیست و نهم فروردین 1393 - 10:0
  • دسته بندی : راهنمای شوهر کردن !
  • نویسنده: محسن نجفی
سلام
من یه دختر 20 ساله و دانشجو هستم مدت 4 ماه پیش با پسری آشنا شدم نمیدونم چی شد که شیطون گولم زد و باهاش دوس شدم.قبلش با هیچ مردی حتی حرف نزدم.
پسره هم قسم میخوره که عشق اولشم..خیلی روم حساسه خیلی غیرتیه روم.ولی تا دیپلم بیشتر نخونده از زمانیکه 6 سالش بود کار کرده ولی هنوز چیزی نداره ازم خواسته دوسال بهش وقت بدم بیاد خواستگاری.
ولی بخاطر دور بودن شهرامون نسبت ب هم و تحصیلات پایین ایشون و شغل آزادشون شک دارم خونوادم راضی شن.
بهش قول ازدواج دادم و یجورایی خودم باعث شدم عاشقم شه و بهم وابسته شه ولی خودم به اندازه اون عاشق نیستم.
چون خودم وابستش کردم احساس عذاب وجدان میگیرم که بخوام جدا شم.
بنظرتون چیکار کنم؟چجوری جداشم؟چی بگم؟اصلا جداشم یا بمونم؟
اگه بمونم و دوسال خواستگارامو رد کنم تهش اون نخواست یا بابای من نذاشت چی؟
گیجم خیلی گیج...لطف میکنید که راهنماییم میکنید





 
  • جمعه بیست و نهم فروردین 1393 - 9:29
  • دسته بندی : راهنمای زن گرفتن !
  • نویسنده: محسن نجفی

سلام

خیلی وقت میشه دارم با یه مشکل بزرگ دستو پنجه نرم میکنم که زندگیمو به آشوب کشیده همین دیشب که داشتم توی گوگل دنبال مشاوره میگشتم با سایت شما آشنا شدم خیلی خوشحالم که سایت شما رو پیدا کردم خیلی خوشحالم بالاخره یک یا چند نفر میتونن دردمو بشنون و بهم کمک کنن
حدودا یک سال پیش با یه دختر خانمی آشنا شدم اون دختر خانم اون موقع ها عاشق یکی از اقوامشون بود روابط خانوادگشون با اون خانواده طوری بود که حد اقل هفته ای دوبارپسره رو میدید و الانم میبینه ولی اون فرد نمیخواستش حتی یه دفعه هم بهش و عشقش اهانت کرده بود هرشب برام دردودل میکرداز عشقش برام میگفت یکی دو ماه گذشت کم کم بهش علاقه مند شده بودم این موضوع رو بهش گفتم اون عکس و عمل خاصی نشون نداد بعد از چند مدت گفت اونو فراموش کردم منم خیلی خوشحال شدم چند مدت گذشت عاشقش شدم بهش گفتم که عاشقش شدم ولی اون جز شکه شدن هیچ عکسو العملی نداشت
گذشت و گذشت تا امروز
اون اولین کسیه که وارد زندگیم شده و عاشقش شدم اینو خودشم میدونه
من توی این مدت از هیچی دریغ نکردم از هیچ احساسی دریغ نکردم هرشب احساساتمو به پاش ریختم کادو گرفتم هرکاری کردم هرچیزی کم داشت تا اونجایی که توان داشتم سعی کردم براش بگیرم هرکاری کردم که رابطمون بهترین و زیباترین رابطه دنیا باشه الان اگه بیاین در کمدمو باز کنین میینین پر از کادو هایی هست که نتونسته ازم بگیره
تو این مدت از صبح تا شب باهاش بودم یعنی از صبح تا شب به هم پیام میدادیم از صبح بخیر تا شب بخیر

همین چند روز پیش گفت باید از هم جداباشیم تا امتحاناتم تموم شه ولی من گفتم طاقت ندارم شب ها موقع خواب بهم پیام بده چند دقیقه ای باهم باشیم اونم قبول کرد ولی میبینم بعضی روز ها هم که درس نمیخونه باز بهم پیام نمیده و فقط شب ها واسه نیم ساعت بهم پیام میده
هرموقع براش حرفای احساسی میزنم یا میگه شرمنده ام که در جواب احساساتت جوابی ندارم یا بیشتر مواقع بحثو عوض میکنه
بعضی شب ها دلش واسه عشق قدیمیش تنگ میشد من میفهمیدمو به روی خودم نمیاوردم همین چند هفته پیش هم یه شب حالش خوب نبود اینقدر التماسش کردم که بالاخره گفت دلش بیتاب اون شده
میگه فراوشش کرده ولی دست خودش نیست که بیتابش میشه میگه اگه با یه دشمن هم سه سال بجنگی گاهی دلت برا اون دشمنه تنگ میشه
من از لحاظ چهره و بدنی هیچی کم ندارم
فوقش اگه بخواد حرف احساسی بهم بزنه اونم وقتی میخوایم واسه چند روز از هم دور باشیم بهم میگه دوستت دارم وقتایی که سر علاقه مندی اون نسبت به من بحثمون میشه میگه خودت میدونی چقدر بهت عادت کردم و وابسته شدم ولی عاشقی نه عاشق شدن واسه من یه دفعه بوده که از من گذشته
حاضرم هرکاری کنم که عاشقم شه حاضرم زندگیمو بدم که عاشقم شه حاضر جونمو فداش کنم که عاشقم شه ولی...
هرشب دست به دعا میشم التماس خدا میکنم ولی نمیدونم حکمت خدا چیه





آخرین مطالب

 
» افتتاح وبلاگ خانواده برتر 2 با رویکرد تربیت فرزندان ( جمعه بیست و سوم اسفند 1392 )
» پست ثابت خانواده برتر ( دوشنبه هفتم بهمن 1392 )
» می ترسم یکی بیاد شوهرمو گول بزنه ( شنبه سی ام فروردین 1393 )
» خیلی تحت فشار هستم ( شنبه سی ام فروردین 1393 )
» نگرانم از اينكه در آينده كم بيارم ( شنبه سی ام فروردین 1393 )
» حضور شخص سوم در شب زفاف ! ( شنبه سی ام فروردین 1393 )
» ما دخترا بايد چيكار كنيم پس؟ ( شنبه سی ام فروردین 1393 )
» چه جوری فراموشش کنم ؟ ( شنبه سی ام فروردین 1393 )
» 32 سالمه و تا حالا حتی یک خواستگار هم نداشتم ( شنبه سی ام فروردین 1393 )
» ترسم بیشتر از اینکه جواب رد بشنوم ( شنبه سی ام فروردین 1393 )
» یه سری تفاوت هایی هست که من و نگران کرده ( شنبه سی ام فروردین 1393 )
» دوست پسر خواهر ( جمعه بیست و نهم فروردین 1393 )
» شوهرم به بدترين وجه ممكن بهم تجاوز كرد... ( جمعه بیست و نهم فروردین 1393 )
» ازم خواسته دو سال بهش وقت بدم بیاد خواستگاری. ( جمعه بیست و نهم فروردین 1393 )
» حاضرم هرکاری بکنم که عاشقم بشه ( جمعه بیست و نهم فروردین 1393 )
» من یه دخترم یه دختر باحجاب ولی مانتویی ( جمعه بیست و نهم فروردین 1393 )
» لطفا چادری،مذهبی،با حجاب و متین رو با هم قاطی نکنید. ( پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 )
» یک هفته ی دیگر عروسیمه ( پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 )
» چرا دخترای مذهبی از رابطه جنسی متنفرن؟ ( پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 )
» خانه داری و مادری برای چهار پنج فرزند ( پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 )
» در خواست سعید ( پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 )
» مثل قبل برای صحبت با نامزدم اشتیاق ندارم ( پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 )
» "دختران" دوست پسر دار بعد از ازدواج چه می کنند ؟! ( پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 )
» دو سوال شیوا در مورد بارداری ( پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 )
» ممنون میشم خانم های محترم من رو راهنمایی کنن ( پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 )
» از بدشانسی این زنم هم گرم نیست ( پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 )
» علاقه بسیار شدیدی به بعضی پسرها در خودم حس میکنم ( پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 )
» سوالات عرفان از دختران و پسران ( چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 )
» نظرتون در مورد زنی که به یه مرد تهمت می زنه ( چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 )
» چرا از ازدواج کردن بدم میاد ؟ ( چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 )

موضوعات

جستجو در خانواده برتر

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
 

درباره ما


محسن نجفی ٍ نويسنده وبلاگ خانواده برتر هيچ گونه تحصيلات دانشگاهي در زمينه ي پزشکي ندارد و کليه ي اطلاعاتي که توسط مدير ارائه مي شود حاصل تجربه ! و مطالعه منابع معتبر است . بنابراين سوالات پزشکي نپرسيد *** اگر در خواندن مطالب مشکل داريد مرورگرتان را ارتقاء دهيد .***

ایمیل :


 

تگ های مطالب

ازدواج (41)     خودارضایی (39)     خواستگاری (25)     پرده بکارت (20)     شوهر کردن (19)     مسائل جنسی دوران عقد (19)     ترک خودارضایی (17)     خواستگار (16)     خانواده (16)     شب زفاف (14)     ازدواج کردن (14)     معاشقه (13)     دوران عقد (11)     شوهر (10)     دوست دختر (10)     انتخاب همسر (9)     دوست پسر (9)     مسائل زناشویی (9)     رابطه جنسی (8)     خانواده برتر (8)     محتلم شدن (7)     بارداری (7)     دوران نامزدی (7)     مادر شوهر (7)     دختر (6)     سکس (6)     زودانزالی (6)     آسیب‌های حاملگی (6)     احتلام در خواب (6)     راهنمای جنسی خانم ها (5)     مسائل جنسی دختران (5)     گرم مزاجی (5)     آمیزش مقعدی (5)     کاندوم (5)     توبه (5)     باردار شدن (5)     آمیزش (4)     ازدواج موقت (4)     عقد (4)     عروس (4)     نامزدی (4)     بکارت (4)     مسائل جنسی (4)     مادر زن (4)     ترس از ازدواج (4)     مهریه زیاد (4)     رابطه از پشت (4)     مسائل جنسی دوران نامزدی (4)     عاشق کردن همسر (4)     احتلام (4)    
تحلیل آمار سایت و وبلاگ